قادر فاضلى

28

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )

سالكين آن حضرت مىباشد كه او خود نور اعظم است . « 1 » علتش هم اين است كه غير از انسان كامل و حجه‌اللّه ، موجودات ديگر گنجايش و توان روبرويى مستقيم با آن عظمت لايتناهى را ندارند لذا ضرورتاً بايد واسطه فيض باشد و خود اين واسطه در قالب حجب گوناگون و فراخور قوابل ؛ آن نور را ظاهر مىكند كه خود اين واسطه حجاب اكبر است . عطار نيشابورى اين مطلب را در منطق الطير چنين بيان مىكند . پادشاهى بود بس صاحب جمال * در جهان حسن بى مثل و مثال ملك عالم مصحف آيات او * دلربايى پرچم رايات او مىندانم هيچكس آن زهره داشت * كز جمال او تواند بهره داشت هركه كردى سوى آن برقع نگاه * سر بريدند از تن وى بيگناه مردن از عشق رخ آن دل نواز * بهتر از صد زندگانى دراز

--> ( 1 ) - حدود دو سال از اين فرمايش حضرت استاد در درس عرفان گذشته بود كه من روزى سوار مينىبوس بودم و در حال حركت چشمم به مينىبوس جلويى افتاد كه آيه ( وان يكاد ) را پشت شيشه‌اش نوشته بود . من در حال حركت آيه را خواندم تا رسيدم به اينجا كه ( و ما هو الّا ذكرللعالمين ) يعنى او ( پيامبراكرم ) نيست مگر ذكر عالميان . در اين حين به ذهنم چنين خطور كرد كه ، ذكر عالميان بودن يعنى چه ؟ بعد اين جواب آمد كه : يعنى همه موجودات ذكرشان ذات مقدس پيامبراكرم است . چون پيامبر مظهر تام تجلى اسماء و صفات الهى هست پس هر وجودى هر ذكرى بكند و هر حمدى به جا بياورد درواقع ذكر و حمد پيامبر را مىكند . و چون تمامى اسماء و صفات از ناحيه او متجلى مىشوند . پس دست عالميان مستقيماً از دامن خدا كوتاه است و همه دست به دامن خليفه خدا هستند . وقتى اين مطلب را به خدمت حضرت استاد آيت الله حسن زاده آملى مدظله العالى عرض كردم ايشان نيز تاييد فرمودند